تبلیغات
مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر داستان مدیریتی

درحال مشاهده: مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر داستان مدیریتی

ادعونیاهدای خون
موسسه محک
اهداء عضو

تفاوت سیب و توت فرنگی

شنبه 20 آذر 1395
07:37
بیم BIM
تفاوت سیب و توت فرنگی

معلمی به یک پسر هفت ساله، ریاضی درس می داد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود، معلم می خواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید: "اگر من یک سیب، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم، چند تا سیب داری؟"
پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت: "چهار!"
معلم که انتظار یک جواب درست را داشت، نگران شد. معلم با ناامیدی با خود فکر کرد: "شاید بچه درست گوش نکرده باشه."
او به پسر گفت: "پسرم، با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم، تو چند تا سیب داری؟"
پسر ناامیدی را در چشمان معلم می دید. او این بار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب مورد نظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند، اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد: "چهار."
یأس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک خیلی توت فرنگی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث می شود نتواند در شمارش تمرکز کند. معلم با این فکر، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید: "اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم، چند تا توت فرنگی داری؟"
پسر که خوشحالی را بر صورت معلم می دید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد، دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت: "سه؟"
معلم لبخند پیروزمندانه ای بر چهره داشت. او موفق شده بود. اما برای اطمینان، دوباره پرسید: "حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم، چند تا سیب داری؟"
پسر بدون مکث جواب داد: "چهار!"
معلم که مات و مبهوت مانده بود، با عصبانیت پرسید: "چرا چهار سیب؟"
پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت: "آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم."

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


نکته: وقتی کسی جوابی به شما می دهد که متفاوت از آن چیزی است که شما انتظار دارید، سریع نتیجه گیری نکنید که او اشتباه می کند. شاید ابعاد و زوایایی از موضوع وجود دارد که شما درباره آنها هنوز فکر نکرده اید یا نسبت به آنها شناخت ندارید.

(منبع: سایت یکی بود ...)


ارسال شده در:

حكایت بهره وری در جنگل

دوشنبه 24 آبان 1395
10:27
بیم BIM
حكایت بهره وری در جنگل

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد و با خوشحالی، به میزان زیادی تولید می کرد.
رئیسش که یک شیر بود، از اینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. بنابراین فکر کرد که اگر مورچه می تواند بدون هیچگونه سرپرستی بدین گونه تولید کند، پس با داشتن یک سرپرست، حتماً میزان تولیدش بسیار بالاتر خواهد رفت.
او بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار زیادی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد. اولین تصمیم سوسک، راه اندازی دستگاه ثبت ورود و خروج بود. او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت. عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماس های تلفنی را بر عهده گرفت.
شیر از گزارشات سوسک خوشش آمد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می کنند، تهیه نماید تا با آن نمودارها بتواند روندها را تجزیه و تحلیل کند. او می توانست از این موارد در گزارشاتی که به هیئت مدیره می داد، استفاده کند.
بنابراین سوسک مجبور شد یک کامپیوتر جدید به همراه یک دستگاه پرینتر لیزری بخرد. او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد.
مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود، از این حد افراطی کاغذبازی و جلساتی که مدت زیادی از وقتش را هدر می داد، متنفر بود.
شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی که مورچه در آن کار می کرد، معرفی کند. این سِمَت به جیرجیرک داده شد. اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود.
این مسئول جدید، یعنی جیرجیرک هم به یک کامپیوتر و یک دستیار شخصی که از واحد قبلیش به همراه آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک کنترل کارها و بودجه نیاز داشت.
اکنون واحدی که مورچه در آن کار می کرد، به مکانی غمگین تبدیل شده بود که دیگر هیچکس در آنجا نمی خندید و همه ناراحت بودند. در این زمان بود که جیرجیرک، شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه درخصوص سنجش شرایط محیطی دارد.
با مرور هزینه هایی که برای اداره واحد مورچه می شد، شیر فهمید که بهره وری، بسیار کمتر از گذشته شده است. بنابراین او جغدی را، که مشاوری شناخته شده و معتبر بود، برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود.
جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد. نتیجه نهایی این بود: "تعداد کارکنان، بسیار زیاد است".

 مهندسی و مدیریت ساخت  (ICEMA)  Construction Engineering Management


حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟ مسلماً مورچه! چون او بی انگیزگی خود را نشان داده بود و نگرشی منفی داشت.
(فرستنده: ثریا مرتضی رتکی)
ارسال شده در:

مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر داستان مدیریتی


مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling - مطالب ابر داستان مدیریتی,مدل سازی اطلاعات ساختمان, building information modeling
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مدل سازی اطلاعات ساختمان building information modeling است. ||